این مقاله به بررسی انواع رویکردهای برنامه ریزی درسی از نظر میلر می پردازد و دیدگاه هایی همچون رفتاری و قابلیت مداری، دیسیپلینی، اجتماعی، رشدگرا، شناختی، انسان گرایانه و ماورای فردی را تحلیل می کند.

رویکردهای برنامه درسی از منظر میلر
میلر (1379) در چارچوب طیف بندی رویکردهای برنامه درسی، هفت رویکرد مختلف را از ابعاد بیرونی تا درونی معرفی کرده است. این رویکردها شامل رفتاری و قابلیت مداری، موضوعی-دیسیپلینی، اجتماعی، رشدگرا، شناختی، انسان گرایانه، و ماورای فردی می باشند. هر یک از این رویکردها نمایانگر نگرش ها و اهداف متفاوتی در برنامه ریزی درسی هستند.
در هر یک از این رویکردها، میلر به آرمان ها و تلقی نسبت به یادگیرنده پرداخته است. او بررسی می کند که هر رویکرد چگونه به فرآیند یادگیری و آموزشی نگاه می کند و چه انتظاراتی از یادگیرنده دارد. به عنوان مثال، در رویکرد رفتاری و قابلیت مداری، تاکید بر عملکرد و مهارت های قابل اندازه گیری است، در حالی که رویکرد انسان گرایانه بیشتر به رشد و توسعه فردی توجه دارد.
علاوه بر این میلر نقش محیط یادگیری و معلم را در هر رویکرد مورد بررسی قرار داده است. او نشان می دهد که چگونه محیط یادگیری و تعاملات آن با یادگیرنده می تواند بر فرآیند یادگیری تاثیر بگذارد. نقش معلم نیز در هر رویکرد متفاوت است، به طوری که در رویکرد شناختی معلم به عنوان راهنما و تسهیل گر فعالیت می کند، در حالی که در رویکردهای دیگر ممکن است نقش های مختلفی داشته باشد. همچنین، میلر به اهمیت ارزشیابی آموخته ها در هر رویکرد پرداخته و تلقی های متفاوتی که هر رویکرد نسبت به ارزیابی دارد را مورد بحث قرار داده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.