پروپوزال مقایسه میزان افسردگی و اضطراب در میان معلمان

پروپوزال افسردگی و اضطراب در معلمان

مقدمه

در عصر حاضر پیچیدگی های زندگی روزمره و فشارهای روانی ناشی از محیط های اجتماعی، خانوادگی و حرفه ای، تعادل روحی افراد را به طور فزاینده ای تهدید می کند. هر انسانی در معرض تجربه هایی است که می تواند به عنوان کاتالیزوری برای بروز بحران های عصبی و اضطرابی عمل کند. این شرایط، گاهی آن قدر فراگیر می شوند که جریان طبیعی زندگی را به سمت نگرانی های مزمن سوق می دهند.

احساساتی چون اضطراب، دلشوره، بی قراری و نابسامانی روانی، بخشی جدایی ناپذیر از تجربه ی بشریت است. به گفته ی معانی (۱۳۷۰، ص ۶۱)، «هیچ فردی نمی تواند ادعای عدم مواجهه با اضطراب در طول حیات خود را داشته باشد». این پدیده را می توان نوعی «درد درونی» تعریف کرد که تعادل روانی را برهم می زند و انسان را به طور غریزی به سمت بازگرداندن آرامش سوق می دهد. از این رو، اضطراب هم زمان می تواند به عنوان یک محرک قدرتمند عمل کند؛ هرچند شدت تاثیر آن مستقیماً به میزان تهدیدات درک شده توسط فرد بستگی دارد (شاملو، ۱۳۶۹، ص ۵۶).

در کنار اضطراب، افسردگی نیز به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات روانی، با وجود پیشرفت های علمی در تشخیص و درمان، همچنان در جوامع معاصر including جامعه ی ایران با بی توجهی مواجه است. در گذشته، علائم این بیماری اغلب به اشتباه به ضعف اعصاب یا هیپوکندری نسبت داده می شد که این امر موجب تاخیر در درمان می گردید (امانت، ۱۳۳۸). افسردگی در ذات خود، اختلالی است که با تغییر پایدار خلق (از ناامیدی خفیف تا یاس عمیق) شناخته می شود و می تواند ماه ها یا حتی سال ها به طول انجامد. تاثیرات آن فراتر از احساس غم است و تمام ابعاد حیات فرد—از انرژی جسمی و کیفیت تفکر تا علاقه مندی ها را در بر می گیرد.

از منظر روان پزشکی شاخص ترین نشانه ی افسردگی، «خلق افسرده ی مداوم» است که گاهی تنها علامت باقی مانده ی بیماری محسوب می شود. در این حالت، حتی عملکردهای حیاتی بدن نیز با این تغییر خلق هماهنگ می شوند (طاهری، ۱۳۸۸، ص ۲۹). نکته ی حائز اهمیت آن است که افسردگی صرفاً یک اختلال عاطفی نیست؛ بلکه می تواند با علائمی چون بی خوابی، بی اشتهایی، احساس بی ارزشی و حتی تمایلات خودکشی همراه باشد. جالب آنکه گاهی شدت این علائم با شرایط محیطی تناسبی ندارد و فرد نیز از وجود آن بی خبر است (پورافکاری، ۱۳۶۴، ص ۱۰۵).

در نهایت واکنش افراد به تجارب استرس زای امروزی، اغلب به صورت پاسخ های منفی مانند اضطراب، خودکم بینی یا افسردگی بروز می کند. این امر زمانی رخ می دهد که فرد به دلیل فقدان مهارت های مقابله ای، توانایی درک صحیح از موقعیت و مدیریت بحران را از دست می دهد.

بیان مساله

سه انقلاب اساسی در حوزه ی بهداشت روانی شکل گرفته است. نخستین انقلاب به رهبری پینل توجه جهانی را به بیماری های روانی معطوف کرد. دومین انقلاب با ورود فروید و تمرکز بر جنبه های شهوانی زندگی درونی انسان رقم خورد. سومین انقلاب که اکنون در جریان است، تحت عناوینی چون «روان شناسی جامعه»، «روان پزشکی جامعه» و «سلامت روانی جامعه» شناخته می شود (قراچه داغی، ۱۳۸۲، ص ۴۴). اگرچه تعاریف این اصطلاحات متفاوت است، اما همگی بازتابی از دگرگونی بنیادین در نگرش به بیماری های روانی و رویکردهای درمانی آن ها هستند. دیگر تمرکز صرف بر فرد بیمار نیست، بلکه جامعه به عنوان یک کل در کانون توجه قرار گرفته است.

از اهداف نظام آموزش عالی کشور، تربیت نیروی انسانی متخصص برای پاسخ گویی به نیازهای بخش های مختلف جامعه و ارتقای سطح علمی آحاد ملت است. دستیابی به این هدف مستلزم سرمایه گذاری های کلان و پرورش متخصصان متعهد است. با افزایش متقاضیان شغل معلمی در سال های اخیر، ایجاد بسترهای مناسب برای پیشرفت حرفه ای آن ها و به کارگیری تجارب علمی شان ضروری به نظر می رسد. انجام پژوهش های بنیادی و کاربردی پیرامون مسائل اجتماعی معلمان زن، به ویژه در زمینه ی مشکلات عصبی-روانی، می تواند تسریع کننده ی تحقق اهداف آموزش عالی باشد. برای بسیاری از معلمان زن، تدریس در مدارس به دلیل عدم آشنایی با محیط جدید، بی علاقگی به رشته ی تخصصی، و کاستی های امکانات رفاهی و اقتصادی، چالش برانگیز است. تشدید این مشکلات و ناآگاهی از راهکارهای مقابله ای، می تواند به بحران های خانوادگی، اجتماعی یا اختلالات عصبی منجر شده و مانعی بر سر راه پیشرفت حرفه ای آن ها باشد. با توجه به گسترش روزافزون کودکان استثنایی در جامعه امروزی، کادر آموزشی مدارس نقشی حیاتی ایفا می کند که سلامت جسمی و روانی آن ها از اهمیتی حیاتی برخوردار است (کراز، به نقل از دادستان، ۱۳۶۸، ص ۵۲).

اهمیت و ضرورت پژوهش

پیچیدگی های زندگی شهری، کثرت وظایف فردی و اجتماعی، و وجود قوانین و مقررات متعدد در همه ی ابعاد روابط، زمینه ساز بروز گسترده ی استرس و اضطراب شده است. تقریباً همه ی افراد به نحوی با این پدیده ها درگیرند. در این میان، معلمان زن به دلیل گستردگی روابط اجتماعی شان، جایگاه ویژه ای دارند. آن ها با توجه به حجم مسئولیت ها و لزوم پاسخگویی دائمی به والدین، مدیران و دانش آموزان، در معرض خطر بالای ابتلا به استرس و اضطراب قرار دارند.

شغل معلمی صرفاً یک حرفه نیست؛ بلکه با ذهن، روح و آینده ی دانش آموزان گره خورده است. معلم باید مسائل عاطفی، خانوادگی، مالی و شغلی خود را در لایه های عمیق وجود پنهان کرده و با ظاهری آرام و کارآمد در کلاس حاضر شود. این انتظار، از عهده ی بسیاری از افراد متخصصان ساخته نیست. اگرچه استرس در تمام مشاغل مطرح است، اما برای معلمان جنبه ی منحصربه فردی دارد: آن ها علاوه بر چالش های عمومی، با مسائل خاص حرفه ای مانند سختی ایستادن طولانی مدت مقابل گروه های گاه ناآشنا و نیاز به حفظ تمرکز بالا مواجه اند.

ابتلای معلمان زن به استرس، پیامدهای متعددی دارد که می تواند بر عملکرد آموزشی آن ها تاثیر مثبت یا منفی بگذارد. بررسی این پیامدها از آن رو ضروری است که می تواند به این قشر زحمت کش در مدیریت استرس های شغلی کمک کند. نتایج چنین پژوهش هایی، پیشنهادهای کاربردی برای معلمان زن، مدیران و کل نظام آموزش و پرورش فراهم آورده و به بهبود کیفیت آموزشی منجر خواهد شد.

پیشینه های پژوهش

پیشینه ی داخلی

احمدی و فروتن (۱۳۷۸) در پژوهشی بر روی ۱۵۰ معلم زن مدارس عادی و ۱۵۰ معلم زن مدارس استثنایی، با استفاده از آزمون های افسردگی بک و اضطراب کتل، نشان دادند که معلمان مدارس عادی سطح افسردگی خفیف تری نسبت به همتایان خود در مدارس استثنایی دارند. همچنین، مطالعه ای منتشر شده در مجله ی روانشناسی بالینی (۱۹۹۹) بر روی ۸۴۵ زن و ۲۳۵ مرد دانشجوی برزیلی، با استفاده از مقیاس BDI، نمرات افسردگی بالاتری را در زنان گزارش کرد.

ملکی و همکاران (۱۳۷۲) در بررسی میزان شیوع افسردگی و اضطراب در دانشجویان علوم پزشکی همدان، دریافتند ۲۷.۱% شرکت کنندگان نمره ی افسردگی معادل یا بالاتر از ۱۸ داشته اند. این تحقیق ارتباط متغیرهایی چون وضعیت خانوادگی، مالی، اجتماعی، شغلی، نحوه گذراندن اوقات فراغت، رشته ی تحصیلی و سابقه ی بیماری را با افسردگی و اضطراب مورد مطالعه قرار داد.

فصیحی و مرادی (۱۳۸۴) در پژوهشی تجربی، رابطه ی افسردگی معلمان زن و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ی پنجم ابتدایی را با نقش تعدیل گر حمایت اجتماعی بررسی کردند. جامعه ی آماری شامل ۱۲۰ دانش آموز اهوازی بود که به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه ی حمایت اجتماعی (فیلیپس و همکاران، ۱۹۸۶) و مقیاس افسردگی بک بود. یافته ها نشان داد همبستگی پیشرفت تحصیلی با افسردگی معلمان دارای حمایت اجتماعی بالا و پایین به ترتیب ۲۷- و ۳۴- است (معنی دار). همبستگی حمایت اجتماعی معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیز ۶۶+ بود.

وفایی (۱۳۷۷) در مطالعه ای بر معلمان زن ابتدایی ایران، استرس شغلی بالاتری را در زنان نسبت به مردان گزارش کرد. رضایی (۱۳۶۸) نیز نشان داد معلمان زن نسبت به مردان استرس بیشتری تجربه می کنند و مشکلات مالی مهم ترین منبع استرس آن هاست.

شکوهی (۱۳۸۶) در دانشگاه پیام نور سبزوار، اضطراب و افسردگی معلمان زن مدارس عادی و استثنایی را مقایسه کرد و تفاوت معناداری بین دو گروه نیافت. طاهری (۱۳۸۸) در پژوهشی دیگر، افسردگی و اضطراب دانش آموزان دختر و پسر راهنمایی را بررسی و تفاوت معناداری بین دو جنس گزارش کرد.

امیری (۱۳۸۹) در دانشگاه آزاد گرگان، رفتار معلمان زن افسرده و عادی را مقایسه کرد. نتایج نشان داد افراد افسرده و مضطرب، رویدادهای ناخوشایند را به عوامل کلی و پایدار نسبت می دهند، اما در تفاوتی با افراد عادی در بعد منبع ندارند. همچنین، رویدادهای خوشایند را ناشی از عوامل بیرونی، اختصاصی و ناپایدارتر می دانند.

مهریان و یوسفی (۱۳۸۵) در پژوهشی درباره ی فرسودگی شغلی معلمان زن لرستان به نتایج زیر دست یافتند:

  1. درصد بالایی از معلمان زن دچار فرسودگی شغلی هستند.
  2. معلمان زن نسبت به مردان فرسودگی بیشتری دارند.
  3. معلمان با سابقه ی خدمت ۲۱ سال و بالاتر فرسودگی شدیدتری تجربه می کنند.
  4. معلمان دوره ی ابتدایی نسبت به سایر دوره ها فرسودگی بیشتری دارند.
  5. معلمان با مدرک دیپلم و پایین تر، فرسودگی بالاتری نشان می دهند.

اناری (۱۳۸۳) در پایان نامه ی کارشناسی ارشد خود، رابطه ی جو سازمانی با استرس شغلی معلمان زن متوسطه ی همدان را بررسی و ارتباط معناداری بین این دو متغیر و شاخص های جو سازمانی یافت. ارشادی (۱۳۸۴) نیز در پژوهشی بر معلمان زن راهنمایی اهواز، تاثیر عوامل اقتصادی (مانند حقوق ناکافی، عدم پرداخت به موقع اضافه کاری و عدم پاداش) را بر فرسودگی شغلی آن ها تایید کرد.

اطلاعات فایل
  • 💲
    قیمت: 48,000 تومان
  • 📄
    تعداد صفحات: 16
  • RAR
    فرمت فایل دانلودی: WORD

ثبت نظر جدید

فیلدهای ستاره‌دار الزامی هستند.

هنوز نظری ثبت نشده است.