پاورپوینت ترکیب بندی عناصر ساختمانی در مبانی نظری معماری

مبانی نظری

ساختمان ها در واقع ترکیب و آمیزه ای حجمی از تعداد زیادی عناصر گوناگونند. آنها خود در واحدهایی بزرگتر که روابط بین قسمت های مختلف و کل مجموعه را تلفیق می کنند به یکدیگر متصل می گردند. از آنجا که ساختمان ها دارای ساختاری مرکب اند، نحو برجسته سازی و تاکید بر اتصالات بین عناصر یا احیاناً کمتر نمایاندن واقعیت آنها خود به ایجاد تفاوت های جدی در ویژگی های زیبایی شناختی منجر می گردد. به طور کلی می توان دو روش ترکیب بندی شناسه را برشمرد.

ترکیب بندی عناصر ساختمانی

مفصل بندی و پیوستگی:

در طول تاریخ در برخی از ادوار مفصل بندی ارجح شمرده می شد و در برخی دیگر پیوستگی. فن ساختمان سازی در دوره گوتیک چه بسا بیشترین توفیق را در ترکیب و در آمیختن این روش داشت. مجموعه ستون های کوچک، سرستون های ساده و معقول و همچنین تیرهای نگه دارنده تاق به نحوی مناسب و مطلوب با شیوه بیان مفصل بندی همخوانی دارد. در عین حال پویایی کافی نیز در افزایش نیروی ستون ها و گسترش آنها به تیر و تاق ها به چشم می خورد، به گونه ای که پیوستگی کلی مجموعه بر استقلال تک تک اجزا پیشی می گیرد.

فضای داخلی کلیساهای باروک به شیوه ای کاملاً متفاوت بازی دوگانه ی مفصل بندی و پیوستگی را مورد توجه قرار می دهد. انحناها و ضدانحناها، ستون های توکار و دیگر ستون ها، کنج ها و برآمدگی ها در مقیاسی که پیوستگی را به دست می دهد، به یکدیگر متصل شده اند. مفصل بندی نقشی یگانه و منحصر به فرد دارد و از آن برای تاکید بر گسستگی مدبرانه و مفید استفاده می شود و آن تلاقی دیوارهاست که به جهان خاکی تعلق دارند و سقف ها و تاق ها و گنبدها که ملکوتی اند.

مفصل بندی بین عناصر، استقلال اجزای مختلف را مورد تایید قرار می دهد و نقش خاص عناصر مختلف تشکیل دهنده بنا را نیز تقویت می کند. انقطاع موجب شکل گیری تکیه ها و ضرب آهنگ ها، جای گیری فرم و اندازه می شود که باید با دقت بسیار به هنگام پرداختن به حال و هوای کلی مدنظر قرار گیرد. توجیه کافی فقط منطق ساخت نیست، بلکه حساسیت پذیری زیبایی شناختی نیز باید به کمک ساخت و ساز بیاید.

عوامل و ابزارهایی که با آنها می توان مفصل بندی را به وجود آورد، متفاوت اند و می توان همزمان آنها را به کار گرفت. مواد و مصالح، معماری، کاربرد و مفاهیم از این دست است.
مفصل بندی در معماری برخلاف مجسمه سازی نیازمند ارجاع به یک یا چند عامل و شیوه از موارد ذکر شده است و این کار با هوا و هوس جور در نمی آید. مفصل بندی تبیین ساخت و عملکرد و روابط را برای سایت امکان پذیر می کند. بدین ترتیب است که ساختمان شکلی عیان تر و صریح تر به خود می گیرد و ماهیت خود را بروز می کند.

پیوستگی یا ((درهم آمیزی و پیوند)) بین عناصر سبب کاستن از برجستگی فردی اجزای مختلف می شود. به دیگر سخن، بزرگترین عنصر از کل شناسه را منعکس می سازد.

پیوستگی بدین ترتیب از راه تغییر شکل تدریجی فرم جایگزین فردیت نسبی عناصر می شود. فرمی که حاصل می آید دربردارنده حس بالقوه ای است مشابه با آنچه در بدن انسان به چشم می خورد.

در واقع به حس لامسه نیز توسل می جوید. هر تموجی که در این مسیر پیوسته به چشم می خورد، اشاره ای است بر آنچه قرار است از این پس نمایان شود.

به این ترتیب چنین می نماید که شناسه گویی از قالبی واحد شکل گرفته است. مثلا” در اسکلت های بتنی تقویت شده و بزرگ این مورد مشاهده می شود. واقعیت سازی نیز اغلب مختلط تر از آن چیزی است که نظر می رسد. کما اینکه مثلا” در دهکده های بومی مجمع الجزایر سیکلاد این نمونه خاص را می توان دید. رو کاری ای به چشم می خورد که سبب کاستن یا حتی از بین بردن اتصالات بین عناصر می گردد و تداومی را بین حجم ها، خطوط خارجی و سطوح به وجود می آورد. دستاورد بین این تداوم یا پیوستگی در حد شاهکاری فنی است. استفاده از تداوم مسلماً دربردارنده ی مزیتی است همچون تقویت همخوانی و سازگاری شناسه.

مجسمه سازان از راه محدود کردن تعداد مفصل بندی ها به نقاط مهم و راهبردی پیوسته این ترفند را به کار می گیرند. در دوره کنونی، ساختمان هایی که مبناشان تداوم باشد کمتر مقبول واقع می شوند. نمونه هایی هم که ارائه شده اند غیرمتداول اند که دلیل این امر را می توان در ماهیت فرهنگی جستجو کرد. ما که قرن ها به منطق ساختاری و ذهنی شهرها که متشکل از ساختارهای مفصل بندی شده است خو گرفتیم، دشوار بتوانیم آنها را به شکلی پیکربندی شده از خاک و سفال تصور کنیم. این گونه ساختارهای تداوم دار همچون شناسه هایی عجیب و غریب به نظر می رسند.

شناسه چیزی است بسته و محدود از زمینه اش که در بیرون آن می توان قدم زد و به همین دلیل هم نحوه پردازش سطح و نمای آن، گوشه های آن، برخورد آن با زمین و همچنین انتهای آن که رو به سوی آسمان دارد، دربردارنده عمده ترین اهمیت برای شکل دادن به هویت آن است.

چهار نوع متفاوت گوشه های بنا مفصل بندی از طریق عنصری نبشی یا گوشه ای، به صورت نقش برجسته، از طریق گوشه ای منفی، از طریق حاشیه ای تیز که چیزی است فقط در حد یک خط و سرانجام از طریق گوشه ای گرد همترازهای خود را در شالوده و همچنین قرنیز و لبه بام پیدا می کنند.

در پویایی شناسی، جاذبه ها و دافعه هایی که شناسه ها می توانند بر محیط اطرافشان اعمال کنند، مقوله ای به چشم می خورد که اهمیت فراوانی برای معماران دارد و آن ارتباط با جاذبه زمین و به ویژه با خود زمین است.

در عین حال که روابط جانبی با شناسه ها عرصه را برای برداشت یا تفسیر آزاد باز می گذارد و چه بسا تفاوت چندانی هم نکند، مواجهه ی ساختمان ها با زمین چیزی است گزیرناپذیر. این امر به ما تصریح می کند که این شناسه ها در بین ما هستند، به روی زمین با ما همراه اند و از آسمان گسسته اند.

به هر حال در این میان هم یک نوع رابطه ممکن وجود ندارد، بلکه هر ساختمان می تواند اثرگذاری هایی از این قبیل را به دست دهد: ((برجهیدن بر روی زمین))، ((غرق شدن در زمین))، ((قرار گرفتن روی زمین)) یا در نهایت ((معلق بودن بر فراز زمین)).

انواع مفصل بندی:

  • مفصل بندی پایه ستون – ستون – بالا ستون
  • مفصل بندی بین عناصر عمودی و افقی
  • مفصل بندی مدخل از طریق اتصال فرورفته و تغییر مصالح
  • مفصل بندی بخش زیرین بنا یا پایه

مفصل بندی و پیوستگی همزمان:

مفصل بندی و پیوستگی همزمان

در دوره باروک، مفصل بندی برای گسست های پر اهمیت حفظ می شود: تلاقی دیوارهای زمینی و سقف ها که نمادی از آسمان و ملکوت اند.

اطلاعات فایل
  • 💲
    قیمت: 48,000 تومان
  • 📄
    تعداد صفحات: 17
  • RAR
    فرمت فایل دانلودی: پاورپوینت

ثبت نظر جدید

فیلدهای ستاره‌دار الزامی هستند.

هنوز نظری ثبت نشده است.