این مقاله به بررسی علمی رابطه میان فشار روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر در مقطع متوسطه شهرستان ابهر می پردازد. با بهره گیری از ابزارهای روان سنجی و تحلیل آماری ارتباط میان استرس روانی و عملکرد آموزشی تحلیل شده است.

چکیده:
این پژوهش با هدف تحلیل ارتباط میان فشار روانی و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه در شهرستان ابهر انجام شده است. جامعه آماری شامل 372 نفر (191 دختر و 181 پسر) بوده که در سال تحصیلی 1386–1387 مشغول به تحصیل بوده اند.
روش این تحقیق توصیفی و از نوع میدانی بوده و ابزار جمع آوری اطلاعات، برای متغیر فشار روانی، پرسشنامه اورسولا مارکهام است که احساس فشار روانی را می سنجد. برای گردآوری اطلاعات متغیر پیشرفت تحصیلی، ضمن مراجعه به کارنامه های تحصیلی دانش آموزان در سال تحصیلی87-86 ، معدل آنان ثبت شده است. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آماری تجزیه و تحلیل گردیده و فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها حکایت از آن می کند که میزان فشار روانی دختران بیشتر از میزان فشار روانی پسران است. همچنین میزان پیشرفت تحصیلی دختران بیشتر از میزان پیشرفت تحصیلی پسران است. ولی رابطه ای بین میزان فشار روانی و میزان پیشرفت تحصیلی دختران دیده نشده، همچنین بین میزان فشار روانی و میزان پیشرفت تحصیلی پسران رابطه معناداری مشاهده نشده است. اثر متقابل جنس و پایه های تحصیلی بر روی فشار روانی دانش آموزان نیز معنی دار نیست.
مقدمه :
پایه های هر تمدن، در نظام آموزش و پرورش آن نهفته است. هیچ جامعه ای بدون برخورداری از آموزش و تربیتی کارآمد، نمی تواند مسیر پیشرفت، تعالی و شکوفایی را طی کند. مطالعه تاریخ ملت ها نشان می دهد که جوامعی توانسته اند در برابر جهل و نادانی پیروز شوند و در گسترش تمدن جهانی نقشی موثر داشته باشند که بیشترین سرمایه گذاری خود را بر ارتقای نظام آموزشی و پرورشی انجام داده اند. در واقع، آموزش و پرورش بنیان اصلی توسعه فرهنگی، اقتصادی، صنعتی و اجتماعی هر کشور است.
کشورهایی که خواهان رشد و پویایی هستند، ناگزیر باید از اصول علمی و روش های دقیق آموزشی بهره مند شوند. در این میان، نقش معلمان آگاه و متعهد در به کارگیری شیوه های صحیح تدریس و مهارت های مشاوره ای با کودکان و نوجوانان بسیار کلیدی است. بدون چنین رویکردی، نمی توان انتظار داشت که دانش آموزان در مسیر یادگیری موفق شوند یا جامعه در مسیر تعالی گام بردارد. بیشتر دانش آموزان در طول دوران تحصیل با چالش ها و فشارهای روانی مختلفی روبه رو هستند که اگر به درستی مدیریت نشود، بر عملکرد تحصیلی و سلامت روان آنها اثر منفی می گذارد.
در دنیای امروز استرس و فشار روانی به یکی از معضلات عمومی بدل شده است. نه تنها بزرگسالان، بلکه نوجوانان و حتی کودکان نیز درگیر دغدغه هایی چون مشکلات خانوادگی، فشار تحصیلی، تغییرات محیطی، آلودگی ها، جنگ ها و ناامنی های جهانی هستند. تحولات زندگی مدرن باعث شده بسیاری از والدین برای تامین نیازهای روزافزون خانواده مجبور به اشتغال دوطرفه باشند و همین امر بنیان عاطفی خانواده را متاثر کرده است. از سوی دیگر، رسانه ها با نمایش مداوم خشونت، بحران و اضطراب، ذهن انسان امروز را در معرض تنیدگی های مداوم قرار داده اند.
نتیجه طبیعی چنین فشارهایی، افزایش اضطراب و نگرانی در میان اقشار مختلف جامعه است؛ تا آنجا که بسیاری از روان شناسان عصر حاضر را «قرن اضطراب» نامیده اند. اضطراب، در صورتی که کنترل نشود، می تواند زمینه ساز بروز اختلالات روانی و افت عملکرد فردی و تحصیلی شود. با این حال، پژوهش ها نشان می دهد که شیوه مواجهه افراد با استرس، از خود استرس مهم تر است. کسانی که مهارت های سازگاری موثر و نگرش مثبت تری نسبت به مشکلات دارند، زندگی سالم تر و موفق تری را تجربه می کنند.
از این رو، توجه به ارتباط میان فشار روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اهمیتی دوچندان دارد. پیشرفت در نظام آموزشی نه تنها به ارتقای فردی دانش آموزان می انجامد، بلکه می تواند بنیان رشد اجتماعی و فرهنگی جامعه را نیز تقویت کند. در همین راستا، پژوهش حاضر تلاشی است برای بررسی رابطه میان استرس و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه در شهرستان ابهر؛ تا از رهگذر آن بتوان راهکارهایی برای بهبود سلامت روانی و ارتقای کیفیت آموزش ارائه داد.
بیان مساله:
در مسیر حرفه ای آموزش، تقریباً همه ی معلمان با دانش آموزانی روبه رو شده اند که با وجود شروعی مطلوب و عملکردی درخشان در سال های ابتدایی تحصیل، به تدریج دچار افت تحصیلی می شوند. این موضوع ذهن معلمان را درگیر می کند تا علت این تغییر را جست و جو کرده و راهکارهایی برای بهبود وضعیت تحصیلی آن ها بیابند. از سوی دیگر، والدین چنین دانش آموزانی نیز نگران آینده ی فرزندان خود بوده و به دنبال روش های موثر برای جلوگیری از افت بیشتر آن ها هستند. حتی خود دانش آموزان نیز در بسیاری از موارد از وضعیت تحصیلی خود احساس نارضایتی کرده، دچار اضطراب و ترس می شوند و برای یافتن راه حل به مشاوران مراجعه می کنند.
پدیده ی افت یا شکست تحصیلی می تواند پیامدهای گسترده ای در ابعاد فردی و روانی یادگیرنده بر جای بگذارد؛ از جمله بروز مشکلات هیجانی، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس. در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا میان فشارهای روانی و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهرستان ابهر رابطه ای معنادار وجود دارد؟ و در صورت وجود چنین ارتباطی، این رابطه از چه نوع و با چه شدتی است؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
بدون تردید سلامت روانی و موفقیت تحصیلی دانش آموزان از جمله مهم ترین دغدغه های نظام آموزشی، نهادهای بهداشتی و مسئولان برنامه ریزی کشور است. خانواده ها نیز همواره خواستار آن هستند که فرزندانشان علاوه بر دستیابی به آرامش روانی، در مسیر تحصیل نیز به نتایج مطلوبی برسند. هر ساله منابع مالی و انسانی قابل توجهی صرف آموزش نسل های آینده می شود، و بی تردید اگر در مسیر ارتقای کیفیت آموزش و پرورش کوتاهی شود، آینده ی علمی و اجتماعی جامعه با چالش هایی جدی مواجه خواهد شد.
از این رو ضروری است که عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به دقت بررسی و شناسایی شوند تا بتوان با اتخاذ رویکردهای علمی، اهداف آموزش و پرورش را به طور کامل محقق ساخت. در شرایط کنونی که استرس و فشارهای روانی بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره ی افراد به شمار می رود، شناخت میزان ارتباط میان فشار روانی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان می تواند نقش مهمی در بهبود سلامت روانی و افزایش کارایی نظام آموزشی داشته باشد.
اهداف تحقیق:
هدف کلی:
این پژوهش با هدف بررسی میزان و نوع ارتباط میان فشارهای روانی و سطح پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه در شهرستان ابهر انجام می شود. پژوهشگر تلاش دارد تا از طریق تحلیل داده ها و مشاهده ی ارتباط احتمالی میان این دو متغیر، به درک دقیق تری از تاثیر عوامل روانی بر عملکرد آموزشی دست یابد.
هدف کاربردی:
در صورت شناسایی رابطه میان فشار روانی و پیشرفت تحصیلی، می توان با بهره گیری از روش های علمی در محیط خانواده و مدرسه، زمینه ی بهبود شرایط روانی و ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان را فراهم ساخت. نتایج این تحقیق می تواند به اولیا، مربیان و سیاست گذاران آموزشی در برنامه ریزی موثرتر برای رشد تحصیلی دانش آموزان یاری رساند.
سوالات تحقیق:
الف- سوال اصلی تحقیق:
1. آیا بین فشار روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانهای شهرستان ابهر رابطه ای وجود دارد؟
ب- سوالات فرعی تحقیق:
1. آیا پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است؟
2. آیا فشار روانی بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه در شهرستان ابهر متفاوت است؟
3. آیا بین فشار روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر رابطه وجود دارد؟
4. آیا بین فشار روانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر رابطه وجود دارد؟
5. آیا فشار روانی دانش آموزان در پایه های مختلف تحصیلی متفاوت است؟
فرضیه ها:
1. بین میزان فشار روانی دانش آموزان متوسطه دختر و پسر شهرستان ابهر تفاوت وجود دارد.
2. بین میزان فشار روانی و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر دوره متوسطه رابطه وجود دارد.
3. بین میزان فشار روانی و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه رابطه وجود دارد.
4. میزان فشار روانی دانش آموزان دختر و پسر در سطوح سه گانه تحصیلی متفاوت است.
5. میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه متفاوت است.
تعاریف عملیاتی متغیرها:
فشار روانی:
فشار روانی به مجموعه ای از واکنش های ذهنی و جسمی گفته می شود که فرد در مواجهه با شرایط و رویدادهای استرس زا از خود بروز می دهد. این واکنش ها می توانند در اثر موقعیت های بیرونی مانند فشارهای محیطی یا درونی همچون تعارض های شخصی ایجاد شوند. در این پژوهش، میزان فشار روانی از طریق نمره ای که شرکت کنندگان از پرسشنامه ی سنجش فشار روانی اورسولا مارکهام کسب می کنند، مشخص می شود.
پیشرفت تحصیلی:
پیشرفت تحصیلی بیانگر فرآیند یادگیری عمیقی است که در نتیجه ی آموزش در فرد شکل می گیرد و اثرات آن در درازمدت باقی می ماند. این مفهوم تنها به حفظ کردن مطالب درسی محدود نمی شود، بلکه شامل رشد فکری، مهارتی و افزایش توانایی های تحلیلی و علمی دانش آموزان است. در این تحقیق، منظور از پیشرفت تحصیلی، معدل کل دانش آموزان در پایان سال تحصیلی ۱۳۸۶–۱۳۸۷ می باشد که به عنوان شاخص کمی موفقیت آموزشی در نظر گرفته شده است.
فصل دوم :
تاریخچه فشار روانی
مفهوم «فشار روانی» نخستین بار در سال ۱۹۳۶ توسط «هانس سلیه»، روان پزشک و روان شناس اتریشی، وارد ادبیات علمی شد. او در پژوهش های خود نشان داد که بدن انسان در برابر عوامل بیرونی و درونی که موجب تنش می شوند، واکنش های فیزیولوژیکی و روانی مشخصی از خود نشان می دهد. پس از او، پژوهشگرانی چون «کانن»، «بن فین» و «دلی» نیز در مطالعات خود اثرات استرس را در حیوانات بررسی کردند و به نتایجی مشابه دست یافتند، هرچند در آن دوران هنوز آگاهی حیوانات از دیدگاه علمی مورد تردید بود.
پیش از سلیه، روان کاوانی مانند «فروید» و «بلولر» اهمیت مسائل روانی و تاثیر آنها بر رفتار انسان را مطرح کرده بودند، اما در آن زمان اغلب بیماری ها تنها از منظر جسمی و فیزیکی تحلیل می شدند. سلیه با تحقیقات خود این دیدگاه را دگرگون کرد و ثابت نمود که فشارهای روانی و هیجانی نیز می توانند سبب بروز ناراحتی ها و آسیب های جسمی شوند.
پس از جنگ های جهانی اول و دوم، مطالعات گسترده ای درباره ی تاثیر تنش های عصبی ناشی از جنگ بر انسان صورت گرفت. در آن دوران، سربازانی که به مشکلات روانی دچار می شدند با عناوینی چون «آسیب دیدگان عصبی روانی» یا «فروماندگی جنگی» شناخته می شدند. این اصطلاح بعدها در جنگ کره به «خستگی جنگی» تغییر یافت.
در دهه ی ۱۹۵۰، سلیه همراه با همکارانش نظریه ای تحت عنوان واکنش کلی سازگاری (General Adaptation Syndrome) را مطرح کرد که در آن، سازوکار بدن در برابر استرس به سه مرحله ی هشدار، مقاومت و فرسودگی تقسیم می شد. در همان دوران، «توماس هلمز» در پژوهش های خود دریافت که عامل مشترک در تمام انواع استرس ها، ضرورت ایجاد تغییرات مهم در زندگی فرد است. او به همراه «ریهی» پرسشنامه ای برای سنجش میزان استرس ناشی از تغییرات زندگی طراحی کرد که بعدها به «مقیاس هلمز – ریهی» معروف شد.
در ادامه، محققانی مانند «لئونارد سایم» در دهه ی ۱۹۷۰ بر اهمیت حمایت های اجتماعی در حفظ سلامت جسمی و روانی تاکید کردند. همچنین دو متخصص قلب، «میر فریدمن» و «روی روزمن»، نوعی الگوی رفتاری را شناسایی کردند که با افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی مرتبط است و آن را رفتار نوع A نامیدند. ویژگی بارز این نوع رفتار، تمایل به انجام فعالیت های متعدد در زمان کوتاه و بروز احساس خشم و بی قراری درونی است.
به مرور زمان، نظریه های سلیه و همکارانش پایه گذار رویکردهای نوین در روان شناسی سلامت و علوم رفتاری شد و مفهوم فشار روانی جایگاه مهمی در درک ارتباط میان ذهن، جسم و محیط به دست آورد.
تعاریف و نظریه های فشار روانی:
با وجود آنکه پژوهش های گسترده ای در زمینه ی فشار روانی یا استرس انجام شده و این واژه در گفت و گوهای روزمره کاربرد فراوانی دارد، هنوز تعریف واحد و دقیقی از آن ارائه نشده است. دلیل این موضوع آن است که مفهوم استرس از زوایای گوناگون مورد توجه قرار گرفته و هر پژوهشگر بسته به دیدگاه خود آن را تبیین کرده است.
برخی از محققان استرس را به عنوان محرک یا عامل بیرونی در نظر می گیرند؛ یعنی مجموعه ای از شرایط یا موقعیت هایی که موجب برانگیختگی روانی و جسمی در فرد می شود. گروهی دیگر، استرس را پاسخ یا واکنش فرد به این عوامل بیرونی می دانند؛ واکنشی که می تواند فیزیولوژیکی، هیجانی یا رفتاری باشد. دسته ای نیز معتقدند استرس نه صرفاً یک محرک است و نه تنها یک پاسخ، بلکه فرآیندی تعاملی میان فرد و محیط به شمار می رود؛ فرآیندی که در آن، فرد هم زمان با درک موقعیت های بیرونی و ارزیابی توانایی های خود برای مقابله با آن ها، تجربه ای از فشار روانی را شکل می دهد.
در میان نظریه های مطرح شده درباره ی استرس، دیدگاه های «هانس سلیه» و «ریچارد لازاروس» اهمیت ویژه ای دارند. سلیه با تاکید بر جنبه های زیستی و فیزیولوژیکی استرس، آن را واکنشی عمومی از سوی بدن در برابر هر نوع عامل تهدیدکننده ی تعادل درونی می دانست. در مقابل، لازاروس استرس را پدیده ای روان شناختی و مبتنی بر ارزیابی ذهنی فرد از موقعیت های زندگی تلقی کرد. از دید او، زمانی که فرد احساس کند توانایی مقابله با چالش های پیش رو را ندارد، تجربه ی استرس آغاز می شود. این دو دیدگاه، پایه ی بسیاری از نظریه های نوین در حوزه ی روان شناسی سلامت و رفتار انسانی را تشکیل داده اند.
نظریه هانس سلیه:
هانس سلیه، روان پزشک اتریشی که در کانادا فعالیت می کرد، به عنوان یکی از پیشگامان پژوهش های علمی در زمینه استرس شناخته می شود. او نخستین کسی بود که ارتباط میان فشار روانی و بیماری ها را به طور دقیق تحلیل کرد و استرس را به عنوان «میزان تنش و فعالیت بدن در پاسخ به فشارهای زندگی» تعریف نمود. اصطلاح استرس علاوه بر واکنش های بدن، برای توصیف محرک های فشارآور نیز به کار می رود.
تحقیقات سلیه از دهه ۱۹۳۰ آغاز شد و تا زمان مرگ او در سال ۱۹۸۲، مفهوم استرس به شکل گسترده ای در جامعه علمی مطرح گردید. او تاثیر فشارهای روانی و جسمی بر عملکرد فیزیولوژیکی بدن را بررسی کرد و تلاش نمود رابطه ی آن ها با بروز بیماری ها را نشان دهد.
در سال ۱۹۵۶، سلیه مدل معروف خود را با عنوان «نشانگان کلی سازگاری» (General Adaptation Syndrome – G.A.S) ارائه کرد. از نظر او، هر محرک فشارزا، چه جسمی مانند زخم، مسمومیت، خستگی عضلانی، سرما و گرما و چه روانی، در صورت شدت کافی، می تواند واکنشی در بدن ایجاد کند. نشانگان G.A.S نمایانگر تلاش های عمومی بدن برای حفظ سلامت و دفاع در برابر عوامل مضر است و شامل مجموعه ای از تغییرات فیزیولوژیکی است که در سه مرحله رخ می دهد: هشدار، مقاومت و فرسودگی. این مدل پایه ی بسیاری از مطالعات بعدی در روان شناسی استرس و سلامت جسمانی را شکل داده است.
فهرست مطالب
- چکیده 1
- فصل اول
- مقدمه 3
- بیان مساله 7
- اهمیت و ضرورت تحقیق 8
- اهداف تحقیق 9
- سئوالات تحقیق 9
- فرضیه ها 10
- تعاریف عملیاتی متغیرها 11
- فصل دوم
- تاریخچه فشار روانی 13
- تعاریف و نظریه های فشار روانی 16
- علل استرس 23
- عوامل موثر در تشدید فشار روانی 26
- عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی 37
- ارزشیابی و آزمونهای پیشرفت تحصیلی 51
- تحقیقات انجام در داخل و خارج 53
- فصل سوم
- مقدمه 59
- جامعه 59
- نمونه و نمونه گیری 60
- ابزار جمع آوری اطلاعات 60
- روائی و اعتبار مقایس سنجش احساس فشار روانی 61
- روش تحقیق 62
- یافته های پژوهش 63
- فصل چهارم
- جداول 62
- فصل پنجم
- نتیجه گیری 74
- پیشنهادات 78
- محددیت ها 81
- منابع 83
- پرسشنامه سنجش احساس فشار روانی اوسولا مارکهام
هنوز نظری ثبت نشده است.