در این مقاله عوامل موثر بر شادی انسان از دیدگاه های روان شناختی و اجتماعی بررسی می شود تا مشخص شود چه فاکتورهایی در ایجاد احساس خوشبختی و رضایت نقش دارند.

مقدمه
این مقاله به بررسی دیدگاه هایی درباره چیستی و عوامل موثر بر احساس شادی می پردازد؛ مفهومی که تقریباً همه ی ما باور داریم نقش کلیدی در کیفیت زندگی ایفا می کند.
ارسطو، فیلسوف نامدار یونانی، باور دارد که شادی برترین ارزش انسانی است، تا جایی که سایر اهداف، در خدمت دستیابی به آن تعریف می شوند. به نظر می رسد که شادی یکی از هیجانات مثبت بنیادین انسان هاست. در یکی از جامع ترین واژه نامه های لاتین، شادی مترادف واژگانی چون نشاط، رضایت مندی، خرسندی، لذت، سرور، خوش بینی و شادکامی دانسته شده است.
شادی، کیفیتی در زندگی است که همه در جست وجوی آن هستند و هر کسی به خوبی می داند که آن را دارد یا نه. هر دوی ما به خوبی تشخیص می دهیم که احساس شادی و خرسندی داریم یا خیر. شادی، احساسی درونی است که همگان در پی آن اند، ولی کمتر کسی است که به راستی آن را تجربه کند. ویژگی هایی چون قدردانی، آرامش ذهنی، حس رضایت، و علاقه مندی به خود و دیگران، از نشانه های مشخص این احساس اند.
آبراهام لینکلن می گوید: «آدمی به همان اندازه شاد است که تصمیم می گیرد شاد باشد.»
شادی چیست؟
شادی و خرسندی، وضعیتی روانی است که نشان از رضایت درونی و آرامش دارد؛ و ما همواره برای دستیابی به آن، کوشش های بسیاری انجام می دهیم. می توان این مفهوم را به ساده ترین شکل، چنین بیان کرد: «شادی یعنی عشق ورزیدن.»
با این حال، سطح کلی شادی ما، ارتباط مستقیمی با واکنش های هیجانی ما به رویدادهای بی شمار روزمره دارد. تصمیم گرفتن درباره این که دقیقاً چه زمانی شاد هستیم، معمولاً کار دشواری نیست، زیرا علائمی مانند سرزندگی، شعف، و لذت، نشانه هایی روشن از وجود شادی در ما هستند.
در این میان، نشانه های غیرکلامی مانند لبخند، زبان بدن گشوده و فاقد حالت دفاعی، و نیز صدایی پرنشاط و همراه با لحنی امیدوارانه، همگی نشانگر وضعیت روحی مثبت هستند. نورمن بر این باور است که شادی از درون انسان نشات می گیرد و بیش از هر چیز، نتیجه ی تلاش های فردی است. به باور او، هیچ عامل بیرونی به اندازه ی سعی و اراده ی شخص نمی تواند در ایجاد شادی موثر باشد. با این حال، رفاه دیگران، موجودات زنده، و حتی سلامت محیط زیست، از راه هایی غیرمستقیم بر احساس شادی ما اثرگذارند.
بر این اساس، باید نسبت به شادی همه ی جانداران، به ویژه همنوعان خود، دلسوز باشیم؛ زیرا شاد ساختن دیگران، در نهایت به افزایش شادمانی خود ما نیز می انجامد. نیکی و خدمت به دیگران، راهی برای ایجاد فرصت های زیستن شاد برای خودمان نیز هست.
در کنار این نکات، پژوهش هایی نیز حاکی از آن اند که افراد باهوش و زیرک، اغلب از سطح شادی بالاتری نسبت به افراد کم هوش تر برخوردارند. اصلی ترین علت این مسئله آن است که در جوامع امروزی، هوش ارزشی برجسته محسوب می شود. کودکانی که بهره ی هوشی بالایی دارند، معمولاً در تحصیل موفق تر ظاهر می شوند، تحصیلات خود را در سطوح بالاتر ادامه می دهند و در نهایت، به مشاغلی دست می یابند که نه تنها جذاب تر و آبرومندترند، بلکه از مزایای بیشتری نیز برخوردارند.
هنوز نظری ثبت نشده است.