این مقاله به بررسی انواع اختلالات تفکر در روانشناسی، از جمله ذهن خوانی، وسواس و هذیان، و روش های درمانی موثر برای بهبود عملکرد شناختی و کنترل افکار می پردازد.

مقدمه
تظاهرات بالینی تمامی بیماری ها، چه از نوع روانی و چه از دسته بیماری های جسمی، نتیجه واکنش های چندلایه میان عوامل زیستی، روانی و اجتماعی–فرهنگی است. در اختلال های روانی، پیوند میان جنبه های زیستی، روانی و اجتماعی آشکارتر از هر نوع بیماری دیگر نمود پیدا می کند؛ با این حال، شدت و تاثیر هر یک از این عوامل می تواند از فردی به فرد دیگر و حتی در یک فرد در زمان های مختلف، به شکل قابل توجهی متفاوت باشد.
در علم روان پزشکی، میزان سازگاری انسان با عوامل زیستی، روانی و اجتماعی به عنوان معیار کلی «بهنجار بودن» شناخته می شود. هرگاه فرد در برقراری این سازگاری دچار ناتوانی گردد، این ناهماهنگی در قالب اختلال در تفکر، احساس و رفتار بروز می یابد. در این بخش، تمرکز بر بررسی اختلالات تفکر است؛ وضعیتی که اغلب در آسیب های مغزی و سایکوز ها دیده می شود، اما در بیماران مبتلا به مانیا نیز می تواند خود را به صورت پرش افکار نشان دهد.
اختلال تفکر معمولاً از طریق ناهنجاری هایی که در گفتار یا نوشتار فرد ظاهر می شوند تشخیص داده می شود. تفکر در حالت طبیعی، جریان پیوسته ای از اندیشه ها، نمادها و تداعی هاست که با هدفی مشخص آغاز شده و به نتیجه ای منطقی و واقع بینانه ختم می شود. استمرار و نظم منطقی در این روند، نشانه سلامت فرایند تفکر است؛ اما گاه انحراف های کوتاه مدت از مسیر منطق – که از آن ها با عنوان «لغزش های فرویدی» یاد می شود – در محدوده تفکر طبیعی قرار می گیرند.
اختلال در تفکر را می توان در سه دسته اصلی بررسی کرد که نخستین آن ها، اختلال در فرم یا فرآیند تفکر است. این گروه شامل موارد زیر می شود:
- اختلال روانی: مجموعه ای از نشانه های رفتاری یا ذهنی با اهمیت بالینی است که سبب ناراحتی، ناتوانی یا عملکرد غیرطبیعی فرد می شود و پاسخ متعارف به یک رویداد خاص محسوب نمی گردد.
- روان پریشی (سایکوز): ناتوانی در تشخیص مرز میان واقعیت و خیال، همراه با اختلال در قضاوت و ایجاد واقعیت های درونی جدید در قیاس با حالت های نوروتیک.
- سنجش واقعیت: توانایی فرد در ارزیابی و قضاوت عینی نسبت به دنیای بیرون از خود.
- اختلال تفکر صوری: تغییر در ساختار و قالب تفکر که در آن، ارتباط منطقی میان اندیشه ها گسسته و گفتار یا نوشتار فرد رنگی از واژه سازی های غیرمنطقی و آشفتگی می گیرد.
- تفکر غیرمنطقی: شیوه ای از اندیشیدن که مملو از تناقض یا نتیجه گیری های نادرست است و زمانی که این الگو ناشی از باورهای فرهنگی یا ضعف شناختی نباشد، نوعی تفکر بیمارگونه تلقی می شود.
- تفکر کاذب: فعالیت ذهنی ناهماهنگ با اصول منطق و تجربه عینی؛ وضعیتی که در آن فرد از واقعیت فاصله گرفته و نوعی «گریز از واقعیت در تفکر» بروز می دهد.
- تفکر اوتیستیک: گونه ای از تفکر که در آن، ذهن برای ارضای امیال درونی می کوشد، بی آن که با واقعیت بیرونی هماهنگی داشته باشد.
- تفکر سحرآمیز: شکلی از تفکر کاذب که در آن، فرد برای افکار یا کلمات خود نیرویی ماورایی قائل است.
- تفکر فرآیند اولیه: اصطلاحی جامع برای تفکری که ویژگی های کاذب، غیرمنطقی و سحرآمیز را هم زمان در بر دارد؛ این نوع تفکر به طور طبیعی در رویاها و به صورت بیمارگونه در سایکوزها دیده می شود.
- بینش هیجانی: سطحی عمیق از درک و آگاهی درونی که می تواند آغازگر تحولی مثبت در ساختار شخصیت فرد باشد.
اختلالات تفکر
تفکر انسان بالغ و سالم، از نوع تفکر انتزاعی است؛ به این معنا که فرد می تواند به طور آگاهانه مسیر اندیشه های خود را از یک جنبه ی خاص به جنبه ی دیگر تغییر دهد، چند مفهوم را به طور هم زمان در ذهن نگه دارد، و در عین بررسی کلیات یک موضوع، توانایی تحلیل جزئیات آن را نیز داشته باشد. چنین فردی می تواند برای افکارش برنامه ریزی کند و از نمادها در بیان مفاهیم استفاده نماید.
از نشانه های بارز تفکر انتزاعی، توانایی درک و تفسیر ضرب المثل هاست. برای این کار، فرد باید دارای دانش عمومی کافی باشد و بتواند آن را در موقعیت های ناآشنا به کار گیرد. برای نمونه، تعبیر ضرب المثل «کسی که در حال غرق شدن است به هر شاخه ای چنگ می زند» چنین است که فرد گرفتار در بحران، تلاش می کند به هر شکل ممکن راه نجاتی بیابد.
در مقابل، فردی که از تفکر انتزاعی بی بهره است، تنها قادر است معنای سطحی و لغوی جمله را دریابد، بدون آنکه بتواند آن را به مفاهیم کلی تر تعمیم دهد. او ذهن خود را بر واژه ها متمرکز می کند نه بر پیام پنهان پشت آن.
به عنوان مثال، بیماری مبتلا به اسکیزوفرنی هنگام تفسیر ضرب المثل «کسی که در خانه ی شیشه ای زندگی می کند نباید سنگ پرتاب کند» ممکن است بگوید: «خب معلوم است، چون سنگ شیشه را می شکند.» چنین پاسخی نشانگر ناتوانی در تفکر انتزاعی است، چرا که فرد مفهوم استعاری جمله را درک نکرده و تنها به معنای ظاهری واژه ها بسنده کرده است.
اختلال تفکر در بیماران روانی
اختلال تفکر در بیماران روانی ممکن است به دو صورت ظاهر شود:
- اختلال در فرم و جریان تفکر
- اختلال در محتوی تفکر
اختلال در فرم و جریان تفکر
همزمان با رشد جسمی کودک، فرآیندهای شناختی و توانایی تفکر او نیز دچار تحول می شوند. ژان پیاژه، روان شناس بزرگ سوئیسی، از نخستین نظریه پردازانی بود که به طور علمی مراحل رشد شناختی را بررسی کرد. از دیدگاه او، کودک از لحظه تولد تا حدود دو سالگی در مرحله «حسی ـ حرکتی» قرار دارد. در این دوران نوزاد با استفاده از حواس پنج گانه اش به شناخت محیط پیرامون می پردازد و به تدریج مهارت های حرکتی خود را گسترش می دهد. از دو تا هفت سالگی، مرحله «پیش عملیاتی» آغاز می شود؛ در این مقطع هنوز قدرت استدلال و منطق در کودک شکل نگرفته و او قادر به درک رابطه علت و معلول نیست.
دوره بعد، یعنی «مرحله عملیاتی عینی» در فاصله هفت تا یازده سالگی قرار دارد. در این زمان، تفکر منطقی و استدلال های عینی در کودک ظاهر می شود، اما هنوز ذهن او نمی تواند مفاهیم انتزاعی را درک کند. پس از یازده سالگی، مرحله «تفکر انتزاعی» آغاز می شود؛ مرحله ای که در آن انسان توانایی تحلیل و تعمیم را به دست می آورد، هرچند همه افراد به طور کامل به این مرحله نمی رسند.
در این میان، برخی افراد دچار اختلال در فرم تفکر می شوند؛ از جمله تفکر غیرمنطقی، واقع گریزانه یا اوتیستیک. ویژگی اصلی تفکر واقع گریزانه، گسستن ارتباط فرد با دنیای واقعی است. این نوع تفکر بیشترین شدت خود را در اختلالات اسکیزوفرنیک نشان می دهد. تفکر اوتیستیک نیز با اشتغال ذهنی شدید نسبت به خیالات، تصورات، هذیان ها و توهمات همراه است و معمولاً پس از قطع ارتباط با واقعیت شکل می گیرد. در واقع این نوع تفکر به وسیله نیروهای ناهشیار هدایت می شود تا جایگزینی برای واقعیت بیرونی ایجاد کند.
زمینه اوتیستیک به عنوان یک ویژگی شخصیتی، گاهی در افراد درون گرا، خجالتی و گوشه گیر نیز دیده می شود، در حالی که شدیدترین نوع آن از نشانه های ابتدایی اسکیزوفرنی است. تفکر اوتیستیک معمولاً به عمل منتهی نمی شود و در سطح ذهنی باقی می ماند.
در برخی بیماران نیز تغییر سرعت جریان تفکر دیده می شود؛ به این معنا که افکار با سرعت زیادی در ذهن شکل می گیرند اما فرد توانایی بیان آنها را ندارد. گاهی هم پرش افکار رخ می دهد، یعنی تداعی های ذهنی چنان سریع و ناپایدارند که فرد از موضوعی به موضوع دیگر می رود، بی آن که بتوان از گفته هایش مفهوم منسجمی برداشت کرد. این حالت سبب می شود بیمار هرگز به نتیجه یا هدف گفتارش نرسد.
فشار تکلم یکی دیگر از نمودهای اختلال جریان تفکر است. در برخی اختلالات عصبی ـ روانی، پرگویی بیمار حالت وسواسی پیدا می کند و به اصطلاح به «پرحرفی مرضی» منجر می شود. در نقطه مقابل، کندی تفکر قرار دارد که در آن تداعی های ذهنی به کندی پیش می روند. بیمار ممکن است بگوید: «هیچ فکری به ذهنم نمی رسد» یا «ذهنم خالی است». چنین افرادی به پرسش ها به سختی، با مکث و جملات کوتاه پاسخ می دهند و در موارد شدید، حتی تکلم آنها قطع می شود. این حالت در افسردگی های عمیق و اسکیزوفرنی بسیار شایع است.
حاشیه پردازی نیز از دیگر نشانه های اختلال در تفکر است. فرد به جای تمرکز بر موضوع اصلی، وارد جزئیات بی اهمیت می شود و در میان اطلاعات فرعی گم می گردد. این گونه تفکر را «تفکر لابیرنتی» نیز می نامند زیرا ذهن در پیچ و خم موضوعات فرعی گرفتار می شود.
از دیگر شکل های اختلال می توان به تکرار یا درجا زدن اشاره کرد، که در آن بیمار به طور بیمارگونه یک فکر یا جمله را بارها تکرار می کند. نوع دیگری از آن مکررگویی مرضی است که بیشتر در بیماران اسکیزوفرنیک مشاهده می شود و در آن چند واژه یا عبارت به صورت ریتمیک تکرار می گردد.
گسسته گویی یا تفکر بی ربط حالتی است که در آن ارتباط میان واژه ها و جمله ها از بین می رود و گفتار بیمار از رشته ای از کلمات بی پیوند تشکیل می شود. تداعی صوتی نیز هنگامی رخ می دهد که شباهت آوایی میان واژه ها باعث شکل گیری زنجیره ای از افکار بی ارتباط شود؛ مثلاً با شنیدن واژه «حنجره»، فرد شروع به صحبت درباره «پنجره» می کند.
انسداد یا وقفه در تفکر وضعیتی است که جریان فکر ناگهان قطع می شود. بیمار جمله اش را نیمه کاره رها کرده و مبهوت می ماند، سپس گفت وگو را با موضوعی بی ارتباط از سر می گیرد.
از دیگر انواع اختلال، تفکر پارالوژیک است که در آن استدلال های بیمار غیرمنطقی و بی معناست. مثلاً می گوید: «احساس می کنم اسکیزوفرن دارم چون در کودکی شکلات کم خورده ام.» یا «خوابم می آید، پس به من موسیقی یاد بده!»
برخی بیماران نیز به تفکر فلسفی گونه یا سحرآمیز دچار می شوند؛ آنها تصور می کنند اندیشه، کلام یا حرکاتشان می تواند به طور معجزه آسا بر جهان اثر بگذارد یا نیروهای شر را دور کند.
در پدیده واژه سازی، فرد کلمات تازه ای ابداع می کند که فقط برای خودش معنا دارد، مانند ترکیب «سخت خواب» برای اشاره به تختی با تشک سفت. این رفتار معمولاً در بیماران اسکیزوفرنیک دیده می شود.
تفکر جانبی و چندپارگی تفکر نیز از اختلالاتی هستند که در بیماران اسکیزوفرنیک مشاهده می شوند. در این وضعیت، بیمار در تداعی های فرعی گم می شود و مفاهیم بنیادی ذهنی مانند «پدر» یا «مادر» در ذهن او به شکلی مبهم و نامنسجم درمی آیند.
تفکر یکی از شاخص ترین توانایی های انسانی است که مسیر رشد و شکل گیری آن در افراد متفاوت است. با وجود نقش سازنده و حیاتی تفکر در زندگی، هرگونه اختلال در آن می تواند آثار عمیق و ویرانگری بر عملکرد روانی و اجتماعی فرد بگذارد. اختلالات تفکر ممکن است در «شکل بیان» یا «محتوا» بروز کنند. از جمله، حاشیه پردازی افراطی، پرش ذهنی میان موضوعات یا تمرکز بر جزئیات کم اهمیت. در حالت های شدید، این اختلالات معمولاً در بیماری های روان پزشکی عمده مانند شیدایی یا افسردگی شدید مشاهده می شوند و بر کیفیت زندگی فرد تاثیر منفی می گذارند.
ذهن خوانی؛ شایع ترین اختلال تفکر
نظریه شناختی (بک) بیان می کند که رفتار و عملکرد انسان تحت تاثیر احساسات اوست و این احساسات خود از افکار شکل می گیرند. بنابراین، با مدیریت افکار می توان نه تنها احساسات و رفتارها، بلکه کیفیت کلی زندگی را نیز بهبود بخشید. براساس این دیدگاه، یکی از عوامل اصلی ایجاد افکار منفی، انحرافات شناختی است که همه ما روزانه تجربه می کنیم. این انحرافات باعث برداشت های نادرست از وقایع پیرامونمان می شوند و در نتیجه افکار ناخوشایندی شکل می گیرند که احساساتی مثل غم، نگرانی، خشم یا حتی شادی شدید ایجاد می کنند.
انحرافات شناختی بسیار متنوع هستند، اما یکی از رایج ترین آنها ذهن خوانی است. بسیاری از افراد به طور ناخودآگاه سعی می کنند افکار دیگران را حدس بزنند و باور دارند که می دانند دیگران درباره شان چه فکری می کنند. این روند ذهن خوانی می تواند حتی کوچک ترین مسائل را بزرگ جلوه دهد و باعث شود که یک اتفاق ساده به بحران یا فاجعه ای غیرواقعی تبدیل شود.
مقابله با ذهن خوانی
راهکار اصلی برای کاهش تاثیر افکار منفی، شناخت این انحرافات و تلاش برای دوری از آنهاست. این فرآیند نیازمند تمرین و استمرار است و نمی توان انتظار داشت که یک شبه نتیجه بدهد. روش های مختلفی در شناخت درمانی برای کنترل ذهن خوانی به کار گرفته می شوند، اما تکنیک های ساده و عملی ای نیز وجود دارند که هر فرد می تواند روزانه از آنها بهره ببرد، از جمله:
- انجام ورزش برای آرامش ذهن و تخلیه انرژی
- درگیر شدن در فعالیت های کاری و تفریحی برای کاهش تمرکز بر افکار منفی
- مطالعه و یادگیری برای ایجاد تغییر در تمرکز ذهن
- یادداشت کردن افکار و احساسات برای درک بهتر خود
- تعامل با افرادی که کمتر دچار انحرافات شناختی هستند
- استفاده از روش های آرام سازی و مدیتیشن
- تمرکز بر جنبه های مثبت زندگی و توجه به تجربه های خوشایند
وسواس؛ مزاحم ترین اختلال تفکر
یکی از اختلالات رایج در فرآیند فکر، وسواس فکری است. وسواس نوعی تفکر مداوم و بازگشتی است که برای فرد مزاحمت ایجاد می کند و معمولاً ارتباطی با مشکلات واقعی زندگی ندارد. شخص مبتلا تلاش می کند این افکار را نادیده بگیرد یا خنثی کند، اما اغلب موفق نمی شود. افکار وسواسی شکل ها و موضوعات متنوعی دارند و گاهی با رفتارهای اجباری همراه می شوند؛ برای مثال نگرانی از آلودگی، ترس از بیماری، شک و تردید نسبت به انجام یا انجام ندادن کاری و غیره. نکته مهم این است که افکار وسواسی همیشه آزاردهنده هستند و بیش از ۸۰ درصد افراد مبتلا آنها را غیرعقلانی و نامعقول می دانند. همچنین در شرایط پراسترس، شدت وسواس فکری افزایش می یابد.
مقابله با افکار وسواسی
موثرترین روش های غیردارویی برای کاهش وسواس، کاهش استرس از طریق فعالیت بدنی و تفریح است. ورزش های گروهی، شنا، فعالیت های کاری و تفریحی و مطالعه می توانند ذهن را از افکار مزاحم دور کنند. یادداشت کردن افکار و تلاش برای متوقف کردن جریان آنها نیز مفید است. برخی وسواس ها ریشه ژنتیکی دارند و کنترل کامل آنها ممکن نیست؛ در چنین مواردی ترکیب درمان دارویی و روش های غیردارویی بهترین راهکار درمانی محسوب می شود.
هذیان؛ شدیدترین اختلال تفکر
شدیدترین نوع اختلال در فرآیند فکر، هذیان است که در آن مرزهای واقعیت به طور کامل دچار اختلال می شوند. هذیان باور نادرست و غیرواقعی است که بر پایه برداشت اشتباه از محیط شکل می گیرد و با اعتقادهای عمومی جامعه مغایرت دارد. حتی در صورت مخالفت دیگران، فرد همچنان به آن باور دارد. هذیان ممکن است به مسائل شخصی، مذهبی، ورزشی و سایر موضوعات مرتبط باشد و وقتی این باورها افراطی یا غیرمنطقی شوند، به یک اختلال تبدیل می شوند. سه نوع شایع هذیان عبارتند از:
- هذیان گزند و آسیب: فرد تصور می کند خودش یا اطرافیانش در خطر هستند.
- هذیان بزرگ منشی: باور داشتن به اهمیت و توانایی های فراتر از افراد عادی.
- هذیان انتساب: نسبت دادن اتفاقات بیرونی به خود، مانند باور اینکه مجری تلویزیون در مورد او صحبت می کند.
مقابله با هذیان
هذیان معمولاً در بیماری هایی مانند اسکیزوفرنیا، اختلال دوقطبی یا افسردگی های شدید دیده می شود. متاسفانه در سال های اخیر مصرف مواد محرک و آمفتامین ها، به ویژه در میان جوانان، باعث افزایش شیوع این اختلال شده است. درمان هذیان عمدتاً دارویی است و در برخی موارد، روش های خاص درمانی مانند شوک درمانی نیز به کار گرفته می شود.
اختلال تفکر
تفکر، جریان هدفمند عقاید، نمادها و تداعی هاست که در مواجهه با یک مساله یا وظیفه آغاز می شود و معمولاً به نتایج واقع گرایانه می انجامد. توالی منطقی این جریان، نشان دهنده طبیعی بودن فرآیند تفکر است. هرگونه انحراف کوتاه مدت از منطق، که گاه به عنوان لغزش های فرویدی نیز شناخته می شوند، لزوماً نشانه اختلال نیست و جزئی از تفکر بهنجار محسوب نمی شود.
اختلالات تفکر را می توان به چهار دسته اصلی تقسیم کرد:
- اختلال در فرم تفکر: این نوع اختلال شامل مواردی مانند واژه سازی، گفتار آشفته، حاشیه پردازی، تفکر پراکنده، حرف های نامربوط، تکرار مکرر، پرگویی، پژواک کلام و پرش فکری است.
- اختلال در فرآیند تفکر: این اختلال ها شامل تفکر صوری، غیرمنطقی، کاذب، اوتیستی و سحرآمیز هستند. تفکر سحرآمیز نوعی تفکر کاذب است که شباهت زیادی به مرحله پیش عملیاتی کودکان در نظریه پیاژه دارد، به طوری که فرد معتقد است افکار، کلمات یا اعمالش دارای نیرو و تاثیر خاصی هستند.
- اختلال در محتوای تفکر: این دسته شامل فقر محتوای کلام، باورهای اغراق آمیز، خودبیمارانگاری، وسواس فکری و عملی، بددهنی، ترس، توهم و هذیان است.
- هذیان: هذیان، باور غلطی است که بر پایه استنباط نادرست فرد از واقعیت شکل می گیرد و با سطح هوش یا زمینه فرهنگی فرد هماهنگ نیست و نمی توان با منطق آن را اصلاح کرد. انواع هذیان شامل هذیان غریب، هماهنگ با خلق، نیست گرایی، فقر، جسمی، پارانویایی، گزند و آسیب، بزرگ منشی، انتساب، اتهام به نفس، کنترل و بی وفایی هستند.
در بررسی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، گاهی اختلالات تفکر آنها به شکل هذیان خود را نشان می دهد. به عبارت دیگر، هذیان در اسکیزوفرنی نوعی اختلال تفکر است که شامل باورهای غلطی است که با منطق اصلاح نمی شوند و سایر اعضای جامعه شریک این باورها نیستند.
نمونه هایی از اختلالات تفکر در بیماران اسکیزوفرنی
- گسستگی یا بی ربط گویی: گفتار بیمار به گونه ای است که دیگران قادر به درک آن نیستند، زیرا بین کلمات و جملات ارتباط معنایی وجود ندارد. برای مثال، وقتی از بیمار پرسیده می شود «چه احساسی داری؟» پاسخ می دهد: «درخت پایین شهر اینجا نیست که تاثیر زیادی داشته باشد.»
- واپاشی تداعی ها: جریان افکار فرد مبهم، پراکنده و غیرمنطقی است. مثلاً وقتی از بیمار پرسیده می شود «چه احساسی داری؟» پاسخ می دهد: «من امروز خیلی خوبم، هرچند فکر نمی کنم به اندازه کافی خوبی در جهان باشد.»
تفکر غیر منطقی
تفکر غیر منطقی نوعی فرآیند شناختی است که با تضادهای درونی و نتیجه گیری های نادرست مشخص می شود و معمولاً کل سیستم شناختی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. افرادی که به این شکل فکر می کنند، اغلب متوجه نمی شوند که دیگران آنها را غیرمنطقی می دانند. به عنوان مثال، بیماری که علاقه زیادی به شیر دارد، ممکن است تصور کند که باید مانند گربه ها رفتار کند، زیرا گربه ها شیر زیاد دوست دارند.
واژه تراشی
برخی بیماران کلمات جدیدی اختراع می کنند یا به واژه های موجود معنای شخصی جدیدی می دهند. برای نمونه، زنی در خیال پردازی می گوید: «من نمی توانم این افکار تپانچه ای قتلانه را تحمل کنم.»
نارسایی محتوای گفتار
در این حالت گفتار بیمار اطلاعات محدودی منتقل می کند، یا بیش از حد مبهم، انتزاعی، عینی یا یکنواخت است. برای مثال، وقتی از بیمار پرسیده می شود «چه احساسی داری؟» پاسخ می دهد: «می توانم بگویم خوبم و خوب نیستم، اما بهتر است بگویم مثل سنجابی هستم که روی یک تکه آهن زنگ زده نشسته است.»
انسداد فکر
در این وضعیت، بیمار در حین صحبت کردن فکر خود را از دست می دهد و مدتی سکوت می کند؛ این سکوت ممکن است چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد.
حاشیه پردازی
بیمار با ارائه جزئیات غیرضروری و نامربوط از موضوع اصلی منحرف می شود. مثلاً وقتی از بیمار درباره شغلش پرسیده می شود، شروع به شرح سابقه ۱۵ ساله کاری خود می کند که معمولاً خسته کننده و طولانی است. این حالت را گاهی «تفکر لا بیرنتی» نیز می نامند.
تفکر انحرافی
در این نوع، بیمار از موضوع اصلی منحرف می شود و به آن بازنمی گردد. به عنوان مثال، وقتی از زنی پرسیده شد چه مدت است افسرده شده، او درباره خلق غمگین خود و در نهایت اوضاع نامطلوب رسیدگی صحبت می کند.
افسانه بافی
بیمار برای پر کردن خلا حافظه، واقعیت ها و رویدادهایی می سازد که دروغ های عمدی نیستند، بلکه تلاش برای پاسخ دادن به سوالات نزدیک به واقعیت هستند. مثلاً وقتی پرسیده می شود صبحانه چه خورده است، می گوید بلغور جو با عسل، حتی اگر واقعاً چیز دیگری خورده باشد.
پژواک گویی
در این حالت، بیمار کلمات یا عبارات را مکرراً تکرار می کند، گویی کنایه می زند یا ادا درمی آورد. مثال: وقتی پرسیده می شود ساعت چند است، می گوید: «ساعت ساعت ساعت ساعت».
پرش افکار و فشار تکلم
پرش افکار، گفتاری سریع با تغییر ناگهانی موضوع و بازی با کلمات است. بیمار ممکن است بگوید: «من باید سر کار بروم، همین الان می روم، کمی پول لازم دارم، بچه ها نیاز دارند، خیلی گران شده…». فشار تکلم حالتی است که بیمار مجبور به بیان سریع و پیوسته افکار خود است و مکث کوتاه باعث انفجار گفتار می شود.
درجاماندگی
تکرار یک فکر، کلمه یا صدا به مدت طولانی است. مثال: «باید لباس بپوشم، باید لباس بپوشم، لباس هایم…»
تفکر سطحی و چند سطحی
- تفکر سطحی: چند علت سطحی درباره یک موضوع در نظر گرفته می شوند و مخاطب تنها ارتباط سطحی بین آنها را می بیند.
- تفکر چند سطحی: چند علت در چند سطح مورد بررسی قرار می گیرند و یک درک عمیق و جامع از موضوع ایجاد می شود.
تفکر فرا متغیری
این نوع تفکر به بررسی علت ها و اثرات ورای یک موضوع محدود می پردازد و بیشتر در افراد خاص، مانند پژوهشگران و نوآوران دیده می شود.
اختلالات فکری شایع
اختلالاتی مانند ذهن خوانی، وسواس و هذیان جزو رایج ترین مشکلات فکری هستند و می توانند زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهند. قدرت تفکر، یکی از مهم ترین ویژگی های انسان است و اختلال در آن می تواند اثرات مخربی بر زندگی فرد داشته باشد. رشد تفکر با رشد کودک هم زمان است و نظریه پیاژه مراحل مختلف رشد تفکر را از تولد تا سنین نوجوانی شرح می دهد.
نتیجه گیری
تفکر شامل شکل ظاهری و محتوای ذهن است و هر یک از این دو ممکن است دچار اختلال شوند. نمونه هایی از اختلالات شامل حاشیه پردازی، پرش افکار و طیف وسیعی از افکار منفی، وسواس و هذیان ها هستند. این اختلالات، به ویژه در بیماری های روان پزشکی شدید مانند شیدایی یا افسردگی عمیق، می توانند کیفیت زندگی فرد را به طور جدی کاهش دهند.
منابع
- سادوک، بنیامین و سادوک، ویرجینیا؛ خلاصه روان پزشکی، ترجمه نصرت الله پورافکاری، تهران، شهرآب، ۱۳۸۴.
- شاملو، سعید؛ آسیب شناسی روانی، تهران، رشد، ۱۳۷۵.
- Andreasen, N. C. (1979). Thought, language, and communication disorders. Archives of General Psychiatry.
- Barrera, A., & Berrios, G. E. (2009). Formal Thought Disorder. Psychopathology.
- DSM-5 (Diagnostic and Statistical Manual of
فهرست مطالب
- مقدمه
- اختلالات تفکر
- اختلال تفکر در بیماران روانی
- اختلال در محتوی تفکر
- اختلال در فرم وجریان تفکر
- اختلال تفکر
- گسستگی یا بی ربط گویی
- واپاشی تداعیها
- تفکر غیر منطقی
- واژه تراشی
- نارسایی محتوای گفتار
- انسداد فکر
- حاشیه پردازی
- تفکرانحرافی
- افسانه بافی
- پژواک گویی
- پرش افکار
- فشار تکلم
- درجاماندگی
- پرش افکار و حواس پرتی
- ذهن خوانی؛ شایع ترین اختلال تفکر
- اختلال تجزیه هویت
- علایم
- نمره گذاری آزمون MMPI
- مقیاسهای آزمون و شرح مختصر آنها
- مقیاسهای روایی (Validity scales)
- مقیاسهای بالینی (Clinical scales)
- تفسیر آزمون MMPI
- اختلال در فرم وجریان تفکر
- علایم و نشانه های روانپزشکی
- فوبی (phobia)
- اختلال در تفکر به چهار صورت امکان پذیر است
- اختلال در نوع تفکر
- اختلال در فرم تفکر
- اختلال در جریان تفکر
- اختلال در محتوای تفکر
- علل رفتار نابهنجار و بیماری های روانی
- انواع اختلالات روانی
- فقدان هماهنگ سازی جسمی یا ذهنی
- منابع
هنوز نظری ثبت نشده است.